عبد الجليل قزوينى رازى
131
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كه همه سنّى و متعصّب بودند و براى ملك دنيا كشته شدند بايست كه خواجگان شيعى را در قتل با ايشان به ياد « 1 » كرده بودى تا شبهت زايل شدى و جماعتى از كبراى شيعه كه ملحدان بكشتند بمحمدت ياد كرده بودى . چنان كه شيعه خواجه نظام - الملك حسن على اسحاق « 2 » را و خواجه كمال سميرمى « 3 » را كه سنّى و شافعى مذهب بودند ملحدانشان بكشتند تا درست شدى كه خواجه دشمن ملحدان است و اگرچه در وجوب معرفت شريك ايشان است . آن خواجهء شهيد معين الدّين كاشى چون وزير سلطان اعظم سنجر شد رحمة اللّه عليهما ، بر مشيران مملكت او « 4 » انكار كرد بتقرير صلح با ملاحده ؛ و راهها بر ملاحده ببست و بر ايشان باجهاى سنگى « 5 » نهاد و از ايشان الوف الوف را مىگرفت و مىكشت تا به آخر كار در حضرت خوراسان چون او « 6 » پيرى عالم عادل شيعى بتيغ ملاحده كشته آمد « 7 » آخر نه شيعى بود ، و سيّد منتهى جرجانى را
--> - رسيده است ليكن اين مرد در حبس مرده است ( رجوع شود بنسائم الاسحار ص 81 - 82 ، و آثار الوزراء ص 261 ) . ( 1 ) - م ح د : « قياس » . ( 2 ) - خواجه نظام الملك خود معروف است . ( 3 ) - مراد « وزير كمال الدّين على سميرمى » است كه فدائيان ملاحده او را در چهار بازار بغداد كارد زدند ( نسائم - الاسحار ص 72 - 73 ) ليكن در كتاب « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » ترجمهء او بعنوان « كمال الملك على بن احمد سميرمى » معنون شده است ؛ ( ص 181 ) و چون اين كتاب يعنى « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » دقيقترين و عميقترين كتاب تحقيقى در موضوع مذكور است طالبان تراجم اشخاص نامبرده به آن مراجعه كنند . ( 4 ) - ع : « بر مشيران بملك او » ب م : « بر مشيران ملك او » د : « بر بيشتر ملك او » ح : « بر مشير ملك او » . ( 5 ) - ح م د « سنگين » در آنندراج گفته : « سنگى بفتح سين و كسر گاف بمعنى سنگين است » و شاهد بر صحت اين سخن گفتار سعدى است : « اسير بند شكم را دو شب نگيرد خواب * شبى ز معدهء سنگى شبى ز دلتنگى » ( 6 ) - ح م ب : « خراسان چنو » . ( 7 ) - ابن الاثير در كامل التواريخ ضمن ذكر حوادث سال پانصد و بيست و يك گفته : « فى هذه السنة قتل معين الملك ابو نصر احمد ابن الفضل وزير السلطان سنجر قتلته الباطنية و كان له فى قتالهم آثار حسنة و نية صالحة فرزقه اللّه الشهادة » پوشيده نماناد كه معين الدين مذكور از مفاخر عصر خود بلكه از نيكنامان معروف جهان بوده است براى ترجمهء حال او به معجم الالقاب ابن الفوطى به كتاب لام و ميم ( ص 449 - 450 و ص 650 ) به عنوان « مختص الملك » و « معين الدين » و به ديوان سيد -